دیشب تیم مقتدر و با اصالت تراکتورسازی با بیش از 40 سال قدمت در ورزشگاه تختی تهران تیم تازه به دوران رسیده استیل آذین را با تنها گل کاپیتان نصرتی که در جریان یک ضربه کرنر و با ضربه سری زیبا به ثمر رسید شکست داد.استیل آذین با رایگان اعلام کردن بلیط برای هوادارانش و تغییر محل بازی قصد داشت جو استادیوم را به نفع خود تغییر دهد اما باز هم توسط هواداران پرتعداد و فهیم تراکتوسازی غافلگیر شد تا بفهمد پول زیادی اعتبار و قدمت نمی آورد.تیم محبوب آذربایجان با این برد به رتبه پنجم جدول صعود کرد و حال همگی مشتاقانه منتظر بازی روز جمعه 19 شهریور ماه هستیم تا در یک حماسه 100 هزار نفری در تبریز ذوب آهن پر مدعا را شکست داده و به جمع مدعیان جام بپیوندیم.
رمضان را ماه دعا و عبادت میدانند ماهی که در آن بشر میکوشد تا از رفتار،گفتار و پندار ناشایست دوری جسته و در مسیر خود سازی گام بردارد.بنظرم رسید در این فرصت چند آرزو به درگاه یزدان پاک تقدیم کنم:
- آرزو برای بهبودی کامل کلیه بیماران و به ویژه پدرم که پس از سالها خدمت خالصانه به این مرز و بوم مدتهاست در بستر بیماری سختی قراردارد.
-آرزو برای سلامت و شفای عقلی کلیه افرادی که غرض ورزند و علیه دیگران بی منطق یاوه سرائی میکنند و کاری جز بدگوئی علیه دیگران ندارند و عمدتا خود نیز نمیدانند که دنبال چه هستند.
-آرزو برای شفای دل بیماردلانی که خودخواهی را به اوج میرسانند و هیچ حرفی جز حرف و منطق خود را صحیح نمیدانند.
- آروزی بیداری وجدان کسانی که خود ثبات رای و شخصیت مستقل ندارند و مدیحه سرای خدایگان زر و زورند.
اللهم لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا
خداوندا دلهای ما را پس از هدایت کردنشان منحرف نفرما
دیروز ساعت 18:10 بلیط داشتم برای یزد،مدتها بود تاخیر اساسی به پستم نخورده بود تا اینکه دیشب تا ساعت 22:10 معطل پرواز هواپیمائی آسمان شدم که در نوع خودش شرم آور بود آقایون حتی اطلاع رسانی نمیکردند که پرواز کی انجام میشه فقط نوشته بود Delay arrival از این که بگذریم پیش بینی که تو پست ورزشی کرده بودم کاملا درست درومد که خیلی بهم چسبید تراکتور با دو گل ملوان را شکست داد و تعداد تماشاگر هم حدودا همون 60000 تائی بود که حدس زده بودم.
پنج هفته از لیگ برتر فوتبال میگذرد و هنوز تیم تراکتورسازی تبریز در برابر هواداران پرشمارش در تبریز به میدان نرفته است.در هفته ششم ملوان بد اقبال در دیداری به مصاف تراکتور سازی خواهدرفت که پیش بینی میشود حداقل 60 هزار تماشاگر به حمایت از تیم محبوب شمال غرب کشور به استادیوم یادگار تبریز خواهند آمد.از این هفته به بعد فدراسیون فوتبال آمار تماشاگران بازیها را با خجالت اعلام نخواهد کرد چرا که تماشاگران تیمی بزرگ و ریشه دار برای فوتبال ایران آبروداری خواهند کرد.اما به لحاظ فنی بازی درگیرانه ای را در میانه میدان شاهد خواهیم بود و کلید برد تراکتوردر این بازی از کار انداختن خط هافبک جنگنده ملوان و به ویژه پژمان نوری است.پیش بینی من این است که تراکتور سازی با یک تادو گل اختلاف برنده این دیدار خواهد بود.
دوستان و همکاران عزیز نظر به اینکه برگزاری شانزدهمین دوره نمایشگاه الکامپ به سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور واگذار شده است پیشنهاد میکنم از امروز در این پست نقطه نظراتمان را در باب چگونه برگزارکردن این نمایشگاه باهم تبادل کنیم تا بلکه بتوانیم گام موثری در این زمینه برداریم.انتظار میرفت چنین بخشی در سایت سازمان تعبیه میشد که خوب فعلا خبری از این قسمت نیست و امیدوارم سازمان از مشاوره فکری اعضاء خود بهره مند شود و همانطور که وعده داده شده است از ایده ها استقبال گردد.بدون شک برگزاری این نمایشگاه توسط سازمان هم فرصت است و هم تهدید که بسته به عملکرد ما در برگزاری تعیین میشود.
در روز دوشنبه مورخ 18/5/89 جلسه ای تحت عنوان گردهمائی اصحاب IT سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور در سالن همایش های هتل سیمرغ تهران با حضور تعدادی از اهالی صنف برگزار گردید . در این نوشته نکات مثبت و منفی این گردهمائی مورد بررسی قرار می گیرند :
الف – نکات مثبت
الف-1- صرف گرد هم آمدن اعضاء صنف ، تجدید دیدارها و گپ و گفتگوی میان ایشان را می توان به فال
نیک گرفت و آن را در مسیر افزایش انسجام درون صنفی تعبیر نمود.
الف -2- با توجه به مشکلات اهالی صنف به لحاظ تعدادی نیز استقبال قابل ملاحظه ای از این گردهمائی
صورت گرفته بود هر چند که بسیاری از دوستان جلسه را زودتر از موعد ترک کردند.
الف-3- رسیدن به این برداشت از سوی مدیران سازمان که میزان اطلاع رسانی به آحاد صنف و مکانیزم آن
دارای نواقص متعدد است و تلاش برای اصلاح رویه های جاری جای خوشحالی دارد. اگر اطلاع رسانی شفاف ،
به موقع و دقیق باشد بسیاری از سوء تفاهمات پدید نمی آید.
الف -4- تلاش برای بهبود ارتباطات سازمان با رسانه ها و نشریات حوزه IT نیز از نکات مثبت این جلسه است
که هرچند دیر صورت می پذیرد ولی باز هم می توان آن را به فال نیک گرفت.
الف-5- تقارن این جلسه با واگذاری برگزاری شانزدهمین دوره نمایشگاه الکامپ به سازمان باعث ایجاد نشاط و
اعتماد به نفس در میان بدنه صنف گردید که جا دارد از کلیه دوستانی که در کارگروه ذیربط فعالیت نمودند تقدیر
و تشکر گردد.
ب – نکات منفی
ب-1 – عدم برنامه ریزی صحیح برای فواصل بین برنامه ها و نیز عدم رعایت زمانبندی قسمتهای مختلف مراسم
که نهایتاً منجر به اضافه شدن یکساعت به کل زمان برنامه شد که این امر نشانه بی توجهی به زمان و ارزش آن
برای حضار از سوی برگزار کنندگان بود.
ب-2 – بدون هیچگونه تعارفی تم برگزاری گردهمائی مانند اکثر جلسات مشابه در سازمان بسیار یکنواخت و گاهاً
کسل کننده بود. واقعاً نمی دانم که چرا همیشه جلسات سازمان اینگونه است و لازم است فکری برای ایجاد روح
بیشتر در جلسات اندیشیده شود.انصافاً اگر حضور پررنگ و با نشاط آقایان سعیدی نائینی و بحری نبود تحمل جو
جلسه بسیار مشکل تر بود.
ب-3 – هیچ ضرورتی برای حضور مجری آنهم با این سبک و سیاق وجود نداشت ، ایشان که بسیار تازه کار بنظر
می رسید هنوز نسبت به اینکه به وی پول پرداخت شده هیجان زده بود و چند بار به این موضوع اشاره کرد ضمن
اینکه اشارات بی ربط ایشان به برنامه صفر و یک قابل فهم نبود.
ب- 4 – ضمن به فال نیک گرفتن حضور مدیران سازمانهای استانی در این گردهمائی ، ضرورت ارائه گزارشهای
نصفه و نیمه از عملکرد استانها به جمعی که اکثر قریب به اتفاق آن را اعضاء تهرانی تشکیل می دادند برای
نگارنده قابل فهم نیست.
ب-5 – در بخش پرسش و پاسخ اینکه یک جمع ده نفره پاسخگوی سوالات باشند عرف و متداول نیست ضمن
اینکه عدم تسلط برخی از پاسخ دهندگان به موضوع مورد سوال بوضوح قابل تشخیص بود و طرز تفکر دفاعی در
پاسخ به سوالات کماکان وجود داشت لیکن بار تهاجمی نسبت به سوالات ناخوشایند کمتر بود که جای امیدواری
است .
ب- 6 – در سالن برگزاری هیچ گونه تبلیغی از بانک ملی ایران و سایر اسپانسرها که در شآن آنها باشد مشاهده نشد
و این امر می تواند باعث کاهش تمایل به اسپانسر شدن را در مراسم مشابه بعدی به دنبال داشته باشد.
ب- 7- علیرغم اینکه گردهمائی دارای اسپانسر بود ولی نحوه پذیرائی بسیار ضعیف و در حد یک مراسم دانشجوئی
بود. جالب اینجاست که در مراسم تقدیر از مدیران پیشین سازمان در سال گذشته در حالیکه اسپانسری هم در میان
نبود پذیرائی بسیار شایسته ای انجام شد و انتظار می رفت با حضور اسپانسر کیفیت پذیرائی بهتر شود نه بدتر
وقتی جمعی را چهار ساعت تمام و بدون حتی یک ربع استراحت می نشانیم تا به به برنامه های ما توجه کنند
بایسته است پذیرائی مناسبی از ایشان انجام شود. عدم برنامه ریزی و تدبیر مناسب در اجرای همین پذیرائی مختصر
نیز بگونه ای بود که عده ای بدون پذیرائی هتل را ترک کردند و عده ای که آشنائی بیشتری با سازمان داشتند
پیش از اتمام مراسم مورد پذیرائی قرار گرفتند و عده ای نیز در پایان با کمبود وقت و با عجله پذیرائی شدند که در
شاًن سازمان نبود.
ب- 8- در قسمت مربوط به خبرنگاران انتظار می رفت که سوالات شفاف و بی پرده ای از سوی اصحاب رسانه
مطرح شود که چنین جوی بر این بخش از گردهمائی حاکم نبود. ضمن اینکه تقدیر از خبرنگاران با توجه به
محدویت افراد مورد تقدیر قرار گرفته (4 نفر ) می بایست به نحو شایسته تری انجام می شد اهداء یک ماوس و یک لوح آنهم فقط به سر دبیران نشریات را نمی توان تقدیر مناسبی به حساب آورد که بعید نیست ترک زودتر از موعد جلسه توسط ایشان بی ارتباط با نحوه قدردانی باشد.
قلم از جمله موارد نادری است که خداوند بزرگ در کتاب آسمانی بدان سوگند یاد کرده و لذا میتوان به جایگاه رفیع قلم و آنچه با قلم به رشته تحریر در می آید پی برد.
همزمان با روز خبرنگار فکر کردم علاوه بر تبریک این روز به کلیه خبرنگاران عزیز به ویژه خبرنگاران حوزه IT مروری داشته باشم به شاخصه هائی که میتواند معیار ارزیابی یک خبرنگار موفق و مطلوب جامعه باشد:
• خبرنگار در گام اول میبایست کاملا مستقل باشد و در فعالیتهای خبری خود از روش محافظه کارانه بپرهیزد و تنها به اعتلای حوزه تخصصی که در آن زمینه فعالیت میکند بیاندیشد. یعنی برای خبرنگار حوزه IT آنچه مهم است و باید اصل قرار گیرد کمک به رشد و توسعه این صنعت در کشور است.اینکه سازمانها،وزارتخانه ها و شرکتهای دولتی یا خصوصی دوست دارند چه نوع خبری منتشر شود نباید برای خبرنگاران تعیین کننده باشد و به عبارتی نشریات میبایست از هرگونه خط گرفتن مبری باشند.
• خبرنگار میبایست در حوزه تخصصی خود دارای دانش کافی باشد تا بتواند اخبار و رویدادها را به درستی درک،تحلیل و نقد نماید. در غیر اینصورت صرفا در حکم نگارنده خبر خواهد بود و علاوه بر اینکه نوشته وی از بار فنی و تخصصی کافی بی بهره خواهد بود در جذب مخاطب نیز موفقیتی نخواهد داشت.
• از ویژگی های بارز و بسیار مهم یک خبرنگار سماجت،هوشیاری و حضور ذهن در زمینه استخراج و شفاف سازی اخبار است.خبرنگار موفق می بایست در استخراج اخبار از منابع موثق اعم از افراد ،وب سایتها و … سمج و هوشیار باشد و با حضور ذهن بالای خود شخص مورد مصاحبه را در هر پست و مقامی در مسیری حرکت دهد که اخبار را درست و شفاف ارائه کند و اگر امتناعی در ارائه پاسخ صورت گرفت،همین امتناع را نیز با جزئیات کامل نشر دهد تا در شفاف سازی اذهان اقدام نموده باشد.
• پرهیز از خبرسازی از جمله رسالتهای وجدانی خبرنگاران است.انتشار خبر از منابع غیر موثق و بر مبنای حدس و گمان با هدف بالا بردن تیراژ و فروش از جمله آفتهای حرفه خبرنگاری است که در بلند مدت به زیان این قشر نیز خواهد بود.
خبرنگاری که دارای مشخصات فوق باشد همان خبرنگاری است که میتواند به عنوان یکی از ارکان دموکراسی در جامعه مطرح باشد و ضمن کمک به شفاف سازی مانع از بروز فساد و ناهنجاریهای مختلف گردد.برای مثال اگر در حوزه IT نحوه واگذاری یا اجرای یک پروژه ملی غیر شفاف بود،خبرنگار بایستی شجاعانه اطلاع رسانی کند و تا حد توان خود به اصلاح امور کمک نماید در یک چنین جوی است که میتوان به رشد بازار IT امیدوار بود.
درپایان ضمن تبریک مجدد به اهالی رسانه امیدوارم همواره مستقل و بدون محافظه کاری آزادانه بپرسند و بنگارند و منطقی و منصفانه نقد کنند.
بالاخره پس از ماهها تلاش و مذاکره سازمان نظام صنفی رایانه ای کشوربا مسئولین دولتی ذیربط در وزارت بازرگانی برگزاری نمایشگاه الکامپ شانزدهم به سازمان واگذار شد که بدون شک یک پیروزی برای سازمان محسوب میشود.امید است با برگزاری موفق نمایشگاه بتوانیم صنف آی تی را رو سفید و واگذاری این نمایشگاه به سازمان را به یک روال تبدیل نمائیم.جا دارد در برگزاری این نمایشگاه از افکار مختلف موجود درصنف به نحو احسن استفاده شود و اتاق فکر برگزاری نمایشگاه محدود نباشد.
بدون شک هر سازمان یا نهادی برای توسعه و تحقق اهداف خود نیازمند داشتن یک استراتژی مشخص و برنامه های مدون و دقیق است و در پی آن چگونگی پیشبرد امور اجرائی در مسیر برنامه ها و انحراف گیری از اهداف و تلاش برای انجام اقدامات اصلاحی موثر از ضروریات اجرائی کار میباشد.در این میان وقتی سازمان های مردم نهاد را بطور خاص مدنظر قرار میدهیم ضرورت نقد عملکرد از سوی اعضاء آن سازمانها بسیار ضروری و موثر مینماید چرا که اساسا چنین نهادهائی میبایست برای کلیه اعضاء خود به نسبت مساوی شرایط مناسبی را فراهم سازند و همواره نسبت به ایشان پاسخگو باشند.اینکه گروهی از بدنه صنف در قالب هیئت مدیره از سوی اعضای صنف انتخاب میشوند بدین معناست که نسبت به سایر آحاد صنف مسئولیت بیشتری متوجه ایشان بوده و بدیهی است که این جایگاه نه ملک شخصی کسی است و نه دائمی لذا میبایست روحیه انتقاد پذیری بالائی در میان اعضاء هیئت رئیسه و هیئت مدیره سازمان های اینچنینی موجود باشد.انتقاد پذیری بدین معنا که تا کسی لب به انتقاد گشود بجای شنیدن دقیق حرفهای وی دنبال آماده کردن جواب آنهم از نوع دندانشکن به وی نباشیم و سعی کنیم انتقاد را مثبت بدانیم و خودخواه نباشیم ،دنبال افراد و جریان های مجیز گو و پاچه خوار نباشیم و این خلاء بزرگی در جامعه است و جای بسی تاسف است گفتن این مطلب که ما ایرانی ها حتی در سازمانهای مردم نهادمان دنبال این هستیم که بشنویم فلانی خیلی ممنون،منت گذاشتید خیلی زحمت کشیدید یک صنف مدیون شما بوده و هست و خواهد بود بعد هم باد میکنیم و ژست میگیرم که آری علی آباد هم شهری است فکر میکنیم در همه زمینه ها صاحب نظریم و فقط ما میفهمیم و دیگران نمیدانند و نمیفهمند.اگر واقعا دنبال خدمت هستیم پس باید آماده انتقاد شنیدن باشیم و اگر مدبریم درست تر این است که به افرادی که از ما سوال خواهند کرد مکررا از مراجع و محلهای مناسب اطلاع رسانی دائمی و شفاف کنیم تا سوالاتشان بادنکند و از مرز انتقاد خارج شده و وارد جو پرخاشگرانه شود.من خود همواره نقد را شفاف مطرح میکنم و احساسم این است که محافظه کاری و موج سواری آفت جامعه ایرانی بوده و هست از این باب نیز کم ضرر نکرده ام و از این و آن اعم از کس و ناکس کم بارمان نکرده اند ولی عده زیادی هستند که با وصل شدن به یک جریان توانمند مالی یا رانتی جز مجیز نمیگویند که برای ایشان باید بسیار متاسف بود جالب اینجاست که اینها نقاد منتقدین هستند و به منتقدین روی ترش میکنند.برای آنها خطاب معروف بزرگ مرد تاریخ حسین ابن علی را یاد آوری میکنم که لااقل آزاده باشید ولی افسوس که این سخنان ارزشمند را فقط تکرار میکنیم و در عمل از آن برائت میجوئیم.امید است روزی برسد که در مجامع اصناف از منتقدین استقبال کنیم و سعی کنیم با منطق و بدون ابرو در هم کشیدن و روی ترش کردن پاسخگو باشیم تا اعمالمان را باطل نکنیم.
امروز متن بسیار جالبی از سوی همکار عزیزمان جناب آقای مهندس شاکر حسینی دریافت کردم که چون همیشه پرمعنا و شایسته تامل بود و با اجازه شخص ایشان متن را عینا در سایت منتشر میکنم:
“اتفاقات متن و حاشية بازي اخير تراكتورسازي و پيروزي تهران ، زنگ خطر را بار ديگر به صدا در آورد . به نظرم حتي همين حالا براي شنيدن اين زنگ خطر كمي دير شده و موضوع از چارچوب رقابت ورزشي خارج شده و ابعادي امنيتي يافته است . حل اين مشكل قطعا راهكار انضباطي و امنيتي ندارد. محروميت ، جريمه و حتي در اقدام آخر ، انحلال تيم تراكتورسازي ، مساله را از زمين فوتبال پاك كرده و احتمالا آنرا به شكل يك بحران حادتر به جايي ديگر از جامعه منتقل خواهد كرد . احساسات “جريحه دار” شدة هواداران “تراختور” قابل درك است و نيازمند التيام و تسكين . اما نه فقط التيام و تسكين ! دوستان را دعوت مي كنم به تامل در اين نكات :
1) “تراختور” بيش از يك تيم فوتبال در ميان 18 تيم ليگ برتر به يك “نماد” ، تبديل شده است ! نماد “آذربايجان ” ! و برد و باخت آن به “چيز″ي ديگر ترجمه مي شود . آن “چيز″ ديگر را بسياري از هواداران “تراختور” نه درك مي كنند و نه احتمالا قبول دارند . جريان سياسي معيني به دنبال اهداف معيني در پس آن “چيز″ ديگر است و آنرا سازمان مي دهد.
2) اين ادعا كه “تراختور” پر طرفدارترين تيم ايران است به نظرمن ادعاي گزافي نيست . وقتي تيم “تراختور” ، هويت ” آذربايجان” را نمايندگي مي كند ، پشت سر هر هوادار”تراختور” كه راه به استاديوم پيدا مي كند ، خانواده و فاميل بزرگ يا كوچكي در سراسر آذربايجان و ايران حامي است . در مورد پرسپوليس و استقلال و تيم هاي ديگر چنين نيست . كم و نادر است اهل و عيالي كه همراه عضو پرسپوليسي يا استقلالي خانواده ، براي تيم محبوب هورا بكشد و بسيار است خانواده اي كه عضوي ازآن پرسپوليسي، عضو ديگرش استقلالي و اعضاي ديگرش ضد فوتبالي يا غير فوتبالي است .
3) هواداران “تراختور” (بخوان دوستداران آذربايجان) با عشق به استاديوم مي آيند ، غافل از آنكه فوتبال “حرفه اي ” ايران (به قول ناصر حجازي بزرگ) ، فوتبال پاكي نيست . مثل هر “بيزنس″ ديگر در اين كشور كه آميخته به پول نفت و روابط بوروكراتيك است . به چنين “بيزنسي” با عشق نمي توان برخورد كرد. با چنين عشقي است كه يك “باخت” به يك فاجعة ملي ترجمه مي شود .
4) مشتري اصلي “بيزنس″ فوتبال در كشور ما نسل جوان است . گروه اجتماعي بزرگي ، متشكل از اقشار و طبقات مختلف كه در استاديوم به “وحدت ” مي رسد و نيرويي غول آسا مي يابد . اجزاي اين گروه اجتماعي بزرگ اعم از دانش آموز، كارگر، دانشجو، سرباز، كاسب و كارمند شهري و روستايي كه در هيچ جا ، فرصت اعتراض و فرياد ندارد، از سكوهاي استاديوم به عنوان فرصتي براي اعتراض و رفع “دق دلي ” بهره مي جويد . مهار اين “توده ” ، مستلزم دانش ، تجربه ، صبر و حوصله اي است كه به نظر نمي رسد نيروهاي انتظامي و امنيتي ما در استاديوم ها ، حائز آن باشند.
5) در مقياسي بزرگتر ، عليرغم تمام قربان صدقه هايي كه به خودمان مي رويم و ايران و ايراني را كانون كائنات مي شماريم ، ما مردمي كم تربيتيم ! به تعارفات هنگام ورود و خروج به چلوكبابي نگاه نكنيد ؛ همين تربيت رانندگي و تربيت فوتبالي مان را ببينيد. ياوه گويي هاي برآمده از سكوي پرسپوليسي ها به هموطنان آذربايجاني شان را هم چندان جدي نگيريد ! مگر از آن سكوها خطاب بر سرمربي تيم ملي و ديگر افتخارات ملي مان ، كم ياوه گويي شده است ؟ ما به غلط و بر اساس آن آموزة “هنر نزد ايرانيان است و بس ” همواره و به هرقيمتي خود را لايق “پيروزي” مي دانيم و شكست را كه در حقيقت “پيروزي ” طرف مقابل ماست بر نمي تابيم . فقط هم در حوزة ورزش و فوتبال چنين نيسيتم . در تمام قلمروهاي زندگي كه محتمل رقابت ، برندگي و بازندگي ست ، چنينيم و نيازمند تربيت و تمرين و ممارست نفساني !
6) به دلايل بسيار ، “فوتبال” كمتر موضوع مورد علاقه و توجه روشنفكران و نخبگان ما بوده است . يكي از دلايل رواج “لمپنيزم” (لات و لات بازي) در اين عرصه ، احتمالا همين دوري روشنفكران و نخبگان از اين عرصه است . موضوع “تراختور” و آميختگي آن با نماد “آذربايجان ” ، ايجاب مي كند كه روشنفكران آزادي خواه و ميهن دوست ، پا به عرصه بگذارند و با كار توضيحي و ترويجي به روشنگري بپردازند و مجال فرصت سوزي را از طرفين “فتنه ” بگيرند. “گفت و گو ” با آن دانش آموز، كارگر، دانشجو، سرباز، كاسب و كارمند شهري و روستايي ، چندان دشوار نيست و فقط كمي حوصله و احساس مسئوليت مي طلبد. اگر امروز اين حوصله و مسئوليت را از ياد ببريم ، فردا بايد در غم فرزندان دربند يا از دست رفته ، ماتم سرايي كنيم .
نامي شاكري 9/5/89 – تهران ”